روانشناسی زرد چیست

روانشناسی زرد چیست؟ تفاوت علم روانشناسی با نسخه‌های سطحی و فریبنده

احتمالا شما هم این تجربه را داشته‌اید: یک جمله‌ی انگیزشی می‌خوانید، یک ویدئو می‌بینید چند دقیقه سبک می‌شوید، انگار همه‌چیز دارد بهتر می‌شود… اما چند روز بعد دوباره همان چرخه برمی‌گردد. این محتواها همه جا هستند: شبکه‌های اجتماعی، کتاب‌ها، دوره‌ها و حتی گاهی در حرف‌های اطرافیان،بعضی‌ امید می‌دهند و بعضی واقعا یک تلنگر کوتاه میزنند؛ اما وقتی تبدیل شوند به «راه‌حل اصلی»، نتیجه‌اش برای خیلی‌ها یک چیز مشترک است: احساس تقصیر و شکست وقتی جواب نمی‌گیرند. اینجاست که یک مفهوم مهم وارد می‌شود: روانشناسی زرد. اما روانشناسی زرد دقیقا چیست؟ آیا هر محتوای ساده و انگیزشی زرد است؟ یا مسئله جایی است که «سادگی» جای «دقت» را می‌گیرد؟ در این مطلب دقیق و انسانی جلو می‌رویم تا بفهمیم روانشناسی زرد چیست، چرا می‌تواند آسیب‌زا شود، و چطور آن را از روانشناسی علمی و قابل اعتماد تشخیص بدهیم،تا قدم بعدی سالم را انتخاب کنید.

روانشناسی زرد به محتوایی گفته می‌شود که با ساده‌ سازی افراطی مفاهیم روانشناسی، وعده‌های سریع تغییر و جملات انگیزشی جذاب، حس حال خوب کوتاه مدت ایجاد می‌کند اما به درک عمیق، تغییر پایدار یا درمان واقعی منجر نمی‌شود. این نوع محتوا معمولا پیچیدگی روان انسان و تفاوت‌های فردی را نادیده می‌گیرد.

روانشناسی زرد چیست؟

روانشناسی زرد به محتوایی گفته می‌شود که با استفاده از مفاهیم روانشناسی، سعی می‌کند مشکلات پیچیده انسانی را با راه‌حل‌های سریع،جملات قطعی و نسخه‌های یکسان برای همه توضیح یا «حل» کند. این نوع محتوا معمولا جذاب، انگیزشی و امیدوار کننده است،اما اغلب از پرداختن به ریشه‌ها، تفاوت‌های فردی و واقعیت‌های زندگی عبور می‌کند. روانشناسی زرد معمولا وعده می‌دهد: «اگر اینطور فکر کنی، اگر این جمله را تکرار کنی، اگر فلان کار را انجام دهی، مسئله‌ات حل می‌شود»؛ بدون اینکه مسیر، زمان، محدودیت‌ها یا نیاز به کمک تخصصی را توضیح دهد.

روانشناسی زرد چیست

تعریف دقیق‌تر از نگاه علمی

در منابع علمی، «روانشناسی زرد» یک شاخه رسمی از علم روانشناسی نیست، بلکه اصطلاحی انتقادی است برای توصیف محتوایی که مفاهیم روانشناختی را بدون پشتوانه پژوهشی کافی، بدون اشاره به محدودیت‌ها و بدون توجه به تفاوت‌های فردی به شکل ساده، مطلق و تجویزی ارائه می‌دهد.

نکته مهم: هر محتوای ساده یا انگیزشی، الزاما روانشناسی زرد نیست. مسئله از جایی شروع می‌شود که سادگی جای دقت را بگیرد و انگیزه جای فهم عمیق را.

نشانه‌های روانشناسی زرد (تشخیص سریع)

روانشناسی زرد بیشتر از آنکه با «ظاهر» شناخته شود، با الگوی وعده‌ها، لحن قطعیت و حذف پیچیدگی انسان قابل تشخیص است. اگر با محتوایی روبه‌رو شدید که چند مورد از نشانه‌های زیر را دارد، بهتر است مکث و با نگاه انتقادی جلو بروید.

نشانه‌های روانشناسی زرد (تشخیص سریع)

چک‌ لیست امتیازی (سریع و کاربردی)

به هر موردی که در محتوای موردنظر می‌بینید ۱ امتیاز بدهید:

  • وعده‌ی تغییر سریع برای مسئله‌های عمیق روانی
  • استفاده زیاد از کلمات مطلق مثل «همیشه»، «قطعا»، «همه»
  • نادیده گرفتن تفاوت‌های فردی و شرایط زندگی
  • نسخه‌ی یکسان برای همه («فقط این کار را بکن»)
  • بی‌نیازی از زمان، تمرین یا فرآیند درمان
  • بی‌اعتبار کردن کمک تخصصی یا درمانگر
  • تکیه بر جملات انگیزشی بدون توضیح یا منبع

نتیجه سریع: اگر امتیازت ۳ یا بیشتر شد، احتمالا با محتوای روانشناسی زرد روبه‌رو هستید.

نشانه چرا هشدار دهنده است؟ رویکرد سالم‌تر چیست؟
وعده نتیجه قطعی روان انسان خطی و قابل پیش‌بینی نیست تأکید بر احتمال، نه قطعیت
حذف نقش زمان تغییر پایدار نیازمند فرآیند است توضیح مسیر، تمرین و بازگشت
نسخه واحد برای همه تفاوت فردی نادیده گرفته می‌شود توجه به زمینه و شرایط شخصی
سرزنش پنهان مخاطب احساس گناه و ناتوانی ایجاد می‌کند مسئولیت مشترک فرد + روش

جمع‌بندی این بخش: روانشناسی زرد معمولا خودش را با «اطمینان زیاد» و «سادگی افراطی» نشان می‌دهد،نه با توضیح، تردید سالم و دعوت به فکر کردن.

تفاوت روانشناسی زرد با روانشناسی علمی

خیلی وقت‌ها مشکل این نیست که یک محتوا «ساده» است؛ مشکل این است که ساده‌سازی جای دقت را می‌گیرد. جدول زیر کمک می‌کند بدون بحث‌های پیچیده، تفاوت را دقیق ببینید.

👈 برای مشاهده کامل جدول، در موبایل به سمت چپ اسکرول کنید.

معیار مقایسه روانشناسی زرد روانشناسی علمی سؤال طلایی تشخیص
منبع بدون ارجاع مشخص یا با ارجاع‌ مبهم پژوهش‌ها، چارچوب‌های معتبر یا تجربه حرفه‌ای این حرف بر چه شواهدی تکیه دارد؟
روش ارائه جمله‌های قطعی، شعارمحور، نسخه‌ یکسان توضیح زمینه، محدودیت‌ها و تفاوت‌های فردی آیا شرایط من هم در نظر گرفته شده؟
زمان اثر وعده تغییر سریع و فوری تغییر تدریجی، نیازمند زمان و تمرین اگر زمان ببرد، هنوز معتبر است؟
مسئولیت‌پذیری وقتی جواب ندهد، مخاطب را مقصر می‌کند مرز آموزش و درمان را شفاف می‌گوید اگر جواب نداد، چه توضیحی می‌دهد؟
نگاه به انسان انسان را ساده و قابل کنترل میبیند انسان را پیچیده و چندبعدی میداند آیا واقعیت انسان ساده‌سازی شده؟
پیامد نهایی حال خوب کوتاه‌مدت + احتمال سردرگمی آگاهی عمیق‌تر + تصمیم واقع‌گرایانه بعد از این محتوا، قدم بعدی من چیست؟

اگر یک محتوا قول سریع می‌دهد، شرایط را حذف می‌کند، و مرز آموزش و درمان را مشخص نمی‌کند، احتمالا به سمت روانشناسی زرد میرود. روانشناسی علمی شاید جذابیت کمتری داشته باشد، اما معمولا واقعی‌تر، مسئولانه‌تر و قابل اعتمادتر است.

چرا روانشناسی زرد می‌تواند خطرناک باشد؟

خطر روانشناسی زرد در «حال خوب دادن» نیست؛ در این است که واقعیت را ساده می‌کند و مسئولیت پیامدها را پنهان. در ادامه، پیامدها را نه شعاری، بلکه با منطق تصمیم‌سازی می‌بینیم.

چرا روانشناسی زرد می‌تواند خطرناک باشد

 

  1. ایجاد احساس شکست شخصی:وقتی وعده‌های سریع جواب نمی‌دهد، و محتوا توضیح نمی‌دهد «چرا». نتیجه؟ فرد تصور می‌کند «من به اندازه کافی خوب نبودم».
  2. سرکوب احساسات واقعی:دعوت مداوم به «مثبت فکر کردن» می‌تواند غم، خشم یا اضطراب طبیعی را بعنوان ضعف جلوه دهد؛ احساسات دیده‌ نشده، معمولا شدیدتر برمی‌گردند.
  3. تاخیر در دریافت کمک تخصصی:وقتی گفته می‌شود «خودت درمانگر خودتی»، مراجعه به متخصص عقب می‌افتد گاهی تا وقتی مسئله مزمن‌تر می‌شود.
  4. تحریف تصمیم‌گیری:برچسب‌زنی‌ قطعی «سمی» می‌تواند گفت‌وگو را به تقابل تبدیل کند و راه‌حل‌های سالم را بسوزاند.
  5. تشدید اضطراب و افسردگی:نوسان بین امید فوری و ناامیدی بعدی، برای بعضی افراد چرخه‌ای فرساینده می‌سازد.

نکته مسئولانه: پژوهش‌های حوزه سلامت روان تاکید می‌کنند که مداخلات موثر نیازمند زمینه‌سنجی فردی، زمان، و پیگیری هستند؛ حذف این عناصر، ریسک آسیب را بالا می‌برد.

مثال‌های واقعی و ملموس از روانشناسی زرد

روانشناسی زرد معمولا با شعارهای خیلی مطمئن و نسخه‌های فوری ظاهر می‌شود. در ادامه، چند سناریوی آشنا را میبینید نه برای قضاوت، برای اینکه بدانید کجا باید مکث کنید.

مثال‌های واقعی و ملموس از روانشناسی زرد

 ۱: «اگر واقعا بخواهی، می‌توانی»

فردی که ماه‌ها با اضطراب یا فرسودگی درگیر است، با این پیام مواجه می‌شود که مشکل فقط «کم‌خواستن» اوست.

مشکل پنهان: نادیده گرفتن عوامل زیستی، محیطی و تاریخی

جایگزین سالم‌تر: پذیرش محدودیت‌ها + طراحی قدم‌های کوچک و قابل پیگیری


 ۲: «رنج انتخاب توست»

به کسی که در شرایط دشوار اقتصادی یا رابطه‌ای است گفته می‌شود اگر رنج می‌کشد، چون «انتخاب کرده»

مشکل پنهان: تبدیل پیچیدگی اجتماعی به مسئولیت فردی مطلق

جایگزین سالم‌تر: تفکیک «مسئولیت فرد» از «محدودیت‌های واقعی زندگی»


 ۳: «افکارت واقعیتت را می‌سازند»

به‌ گونه‌ای القا می‌شود که هر اتفاق ناخوشایند، نتیجه مستقیم افکار منفی فرد است.

مشکل پنهان: ایجاد احساس گناه و کنترل کاذب

جایگزین سالم‌تر: شناخت نقش افکار در کنار واقعیت‌های بیرونی و تصادفی


 ۴: «اگر جواب نداد، رها کن»

رابطه، شغل یا مسیر درمانی با یک نشانه ناکامی، به‌ سرعت «بی‌ارزش» اعلام می‌شود.

مشکل پنهان: حذف مفهوم تلاش تدریجی و یادگیری از شکست

جایگزین سالم‌تر: ارزیابی مرحله‌ای: ادامه، اصلاح یا خروج آگاهانه

روانشناسی زرد از یک جمله شروع می‌شود، اما با تصمیم‌های ساده‌انگارانه ادامه پیدا می‌کند. هرجا نسخه‌ای «برای همه، فوری و قطعی» دیدید، یک قدم عقب بروید و سؤال بپرسید.

چرا روانشناسی زرد انقدر جذاب می‌شود؟

اگر روانشناسی زرد انقدر فراگیر شده، دلیلش فقط «سطحی بودن محتوا» یا «ساده‌ لوحی مخاطب» نیست. این نوع محتوا دقیقا روی نیازهای واقعی انسان در شرایط فشار سوار می‌شود نیازهایی که اگر دیده نشوند، راه را برای ساده‌ترین پاسخ‌ها باز می‌کنند.

چرا روانشناسی زرد انقدر جذاب می‌شود

لایه اول: نیاز به کنترل در دنیای غیرقابل‌کنترل

ذهن انسان در مواجهه با ابهام، اضطراب و بی‌ثباتی به‌ دنبال چیزی می‌گردد که حس «کنترل» بدهد. روانشناسی زرد دقیقا همین حس را می‌فروشد: اینکه اگر درست فکر کنی، همه‌ چیز دست خودت است.

جذابیت پنهان:مسئولیت‌ پذیری فوری بدون مواجهه با پیچیدگی

لایه دوم: فرار از فرآیندهای کند و دردناک

درمان، خودشناسی و تغییر واقعی معمولا زمان‌بر، ناپیوسته و همراه با عقب‌گرد است. روانشناسی زرد این مسیر را حذف می‌کند و به‌ جایش «نتیجه فوری» می‌گذارد.

جذابیت پنهان:وعده رشد بدون درد، تمرین و مواجهه

لایه سوم: امید سریع در لحظه‌های فرسودگی

وقتی فرد خسته، ناامید یا تنهاست، یک جمله مطمئن و امیدوار کننده می‌تواند مثل مسکن عمل کند. نه برای درمان برای دوام آوردن

جذابیت پنهان:آرامش کوتاه‌ مدت بدون تعهد بلند مدت

نکته کلیدی:روانشناسی زرد موفق می‌شود چون دقیقا همان چیزی را می‌گوید که ذهن خسته دوست دارد بشنود نه آنچه واققا به رشد کمک می‌کند.

چطور محتوای روانشناسی زرد را تشخیص بدهیم؟

تشخیص روانشناسی زرد نیاز به دانش تخصصی ندارد؛ بیشتر به دقت در نوع وعده، لحن و مسئولیت‌ پذیری محتوا برمی‌گردد. اگر هنگام خواندن یا دیدن یک محتوا، این پنج مرحله را به‌ صورت ذهنی مرور کنید، معمولا خیلی زود می‌فهمید با آگاهی واقعی طرفی یا با نسخه‌ای زرد.

چطور محتوای روانشناسی زرد را تشخیص بدهیم

مرحله ۱: به نوع وعده دقت کنید

محتوای زرد معمولا وعده‌هایی می‌دهد که سریع، قطعی و بدون شرط هستند.

نشانه هشدار:«با این روش حتما تغییر می‌کنی»، «همه مشکل از طرز فکرت است».


مرحله ۲: ببین فرآیند دارد یا فقط نتیجه

روانشناسی سالم از مسیر حرف می‌زند: زمان، تمرین، عقب‌گرد و پیچیدگی. روانشناسی زرد معمولا مستقیم به نتیجه می‌پرد.

نشانه هشدار:هیچ اشاره‌ای به زمان، تلاش یا محدودیت‌ها نمی‌شود.


مرحله ۳: نقش تفاوت‌های فردی را بررسی کن

محتوای علمی می‌پذیرد که انسان‌ها متفاوت‌اند. محتوای زرد معمولا یک نسخه واحد برای همه دارد.

نشانه هشدار:«این روش برای همه جواب می‌دهد».


مرحله ۴: مسئولیت شکست را به گردن چه کسی می‌اندازد

محتوای زرد اگر جواب ندهد، معمولا مخاطب را مقصر می‌کند نه محدودیت روش را.

نشانه هشدار:«اگر نتیجه نگرفتی، یعنی درست انجام ندادی».


مرحله ۵: رابطه محتوا با کمک تخصصی را بسنج

محتوای سالم معمولا مرز خود را می‌شناسد و در صورت لزوم، به متخصص ارجاع می‌دهد.

نشانه هشدار:بی‌نیاز جلوه دادن درمان، مشاوره یا کمک حرفه‌ای

اگر محتوایی همزمان وعده سریع + نسخه یکسان + حذف فرآیند دارد، احتمالا با روانشناسی زرد طرف هستید حتی اگر لحنش آرام و مهربان باشد.

آیا همه محتوای انگیزشی، روانشناسی زرد است؟

خیر، اما مرز بین «انگیزه سالم» و «روانشناسی زرد» باریک‌تر از چیزی است که معمولا تصور می‌کنیم. محتوای انگیزشی، در بهترین حالت، انرژی شروع می‌دهد؛ اما روانشناسی زرد ادعا می‌کند راه‌حل نهایی است. مشکل از جایی شروع می‌شود که انگیزه جای فهم، و هیجان جای فرآیند می‌نشیند.

آیا همه محتوای انگیزشی، روانشناسی زرد است

یک جمله انگیزشی می‌تواند تو را از تخت بلند کند، اما نمی‌تواند به‌ تنهایی الگوی اضطراب، افسردگی یا تعارض رابطه‌ای را درمان کند. این تفاوت، کلیدی‌ترین مرز میان الهام و فریب است. محتوای انگیزشی سالم محدودیت خود را می‌شناسد. می‌گوید «این یک جرقه است، نه درمان». در مقابل، روانشناسی زرد همین جرقه را به‌ عنوان پاسخ همه‌ چیز معرفی می‌کند. از این زاویه، مسئله این نیست که «انگیزه خوب است یا بد»؛ مسئله این است که به چه چیزی وعده می‌دهد و چه انتظاری می‌سازد.

 انگیزه می‌تواند شروع آگاهی باشد، اما وقتی جای تحلیل، درمان یا مسئولیت‌ پذیری را بگیرد، وارد قلمرو روانشناسی زرد می‌شود حتی اگر نیت گوینده مثبت باشد.

چرا روانشناسی زرد هم جذاب است، هم خطرناک؟

اگر روانشناسی زرد فقط مخرب بود، انقدر فراگیر نمی‌شد. واقعیت این است که این نوع محتوا، دقیقا روی نیازهای واقعی انسان دست می‌گذارد اما پاسخ‌هایی می‌دهد که همیشه به نفع رشد نیستند.

چرا روانشناسی زرد جذاب می‌شود؟

روانشناسی زرد به زبان ساده حرف می‌زند، وعده‌های روشن می‌دهد و پیچیدگی را حذف می‌کند. در دنیایی که آدم‌ها خسته، مضطرب و تحت فشارند، این سادگی آرامش‌ بخش است. این محتوا معمولا: احساس کنترل می‌دهد اینکه «همه چیز دست خودت است». برای ذهنی که از بلاتکلیفی فرار می‌کند، این پیام بسیار دلنشین است. از طرفی، روانشناسی زرد درد را شخصی و فوری می‌بیند، نه ساختاری و زمان‌بر. همین باعث می‌شود مخاطب حس کند بالاخره کسی «حالش را فهمیده».

چرا همین جذابیت می‌تواند خطرناک شود؟

همان جایی که روانشناسی زرد حس کنترل می‌دهد، می‌تواند مسئولیت را تحریف کند. اگر همه‌ چیز فقط به «طرز فکر» برگردد، پس رنج، شکست یا درمان‌ نشدن ناخواسته تقصیر خود فرد جلوه داده می‌شود. خطر دوم، تعویق فهم عمیق است. فرد با حال خوب موقت، دیگر سراغ بررسی ریشه‌ها، مهارت‌ آموزی یا کمک تخصصی نمی‌رود چون فکر می‌کند «مسئله حل شده». و شاید مهم‌تر از همه: روانشناسی زرد تحمل ناراحتی سالم را حذف می‌کند. در حالیکه رشد روانی، اغلب از دل مواجهه با احساسات ناخوشایند اما واقعی می‌گذرد.

اگر به روانشناسی زرد وابسته شده‌ایم، چه کار کنیم؟

وابستگی به روانشناسی زرد معمولا ناگهانی شکل نمی‌گیرد. اغلب از یک نقطه سالم شروع می‌شود: نیاز به امید، آرامش یا فهمیدن خود. مسئله زمانی است که این محتوا تنها منبع معنا، تصمیم و آرامش می‌شود. خروج از این چرخه، نه با حذف افراطی محتوا، بلکه با بازطراحی رابطه ما با آن ممکن است. مسیر زیر، یک نقشه واقع‌گرایانه است نه دستور فوری.

اگر به روانشناسی زرد وابسته شده‌ایم، چه کار کنیم

1
مرحله اول: تشخیص وابستگی بدون سرزنش
اگر هر بار ناراحتی اولین واکنشت مصرف محتوای انگیزشی است، نه مکث و فهم، این یک نشانه است نه یک شکست.

2
مرحله دوم: کاهش مصرف، نه قطع ناگهانی
حذف کامل معمولا جواب نمی‌دهد. به‌ جایش، تعداد و زمان مصرف را محدود کن و ببین بدون آن محتوا چه احساسی داری.

3
مرحله سوم: جایگزینی با منابع عمیق‌تر
کتاب‌های معتبر، مقالات تحلیلی، یا محتوایی که به «فرآیند» اشاره می‌کند، نه فقط نتیجه.

4
مرحله چهارم: تحمل ناراحتی سالم
رشد روانی بدون احساسات ناخوشایند ممکن نیست. اگر محتوایی همیشه تو را آرام می‌کند اما هیچوقت به چالش نمی‌کشد، احتمالا کامل نیست.

5
مرحله پنجم: کمک حرفه‌ای در صورت نیاز
اگر احساس گناه، اضطراب، یا سردرگمی مزمن داری، مراجعه به درمانگر نشانه ضعف نیست نشانه بلوغ تصمیم است.

سخن پایانی

روانشناسی زرد الزاما «دروغ» نیست؛ مسئله اینجاست که ناتمام است. با ساده‌ سازی افراطی، حال خوب سریع می‌دهد اما اغلب از ریشه‌ها، زمینه‌ها و فرآیند تغییر عبور می‌کند. اگر محتوایی فقط می‌گوید «مثبت باش»، «رها کن»، «قوی‌تر فکر کن» اما درباره زمان، تمرین، تعارض، شکست و کمک تخصصی حرفی نمی‌زند، احتمالا با نسخه‌ای زرد از روانشناسی طرف هستید. محتوای سالم روانشناسی قرار نیست همیشه آرامتان کند؛ گاهی قرار است سوال بسازد، و حتی موقتا ناراحتت کند چون فهم دقیق، همیشه راحت نیست.

 

هشدار مسئولیت (مهم)

این مقاله با هدف آگاهی‌بخشی و کمک به تصمیم‌گیری آگاهانه نوشته شده است. محتوای آن جایگزین تشخیص، درمان یا مشاوره روانشناختی تخصصی نیست. اگر با علائمی مثل اضطراب شدید، افسردگی مداوم، افکار آسیب‌زننده به خود یا دیگران، یا اختلال جدی در عملکرد روزمره روبه‌رو هستید، توصیه می‌شود از روانشناس یا روان‌درمانگر دارای مجوز کمک بگیرید.

منابع و چارچوب‌های علمی

محتوای این مقاله بر پایه ترکیبی از پژوهش‌های معتبر روانشناسی، چارچوب‌های دانشگاهی و تحلیل انتقادی منابع عمومی نوشته شده است. هدف، ساده‌سازی مسئولانه مفاهیم بوده؛ نه جایگزینی درمان یا مشاوره تخصصی.

سوالات متداول درباره روانشناسی زرد:

آیا روانشناسی زرد کلاهبرداری است؟

نه. روانشناسی زرد بیشتر سطحی و ناقص است تا کلاهبرداری. مشکل زمانی ایجاد می‌شود که جای تحلیل عمیق، درمان یا تصمیم‌سازی واقعی را بگیرد.

چرا محتوای روانشناسی زرد حال آدم را موقتا خوب می‌کند؟

چون با تحریک امید و احساس کنترل، اضطراب را برای مدت کوتاهی کاهش می‌دهد؛ اما چون به ریشه مسئله نمی‌پردازد، اثرش پایدار نیست.

آیا همه محتوای انگیزشی روانشناسی زرد محسوب می‌شود؟

خیر. انگیزه می‌تواند الهام بخش باشد، اما وقتی به‌ جای فهم، تمرین و فرآیند معرفی شود، وارد قلمرو روانشناسی زرد می‌شود.

استفاده گاه‌به‌گاه از محتوای زرد اشکال دارد؟

اگر آن را مکمل بدانید نه جایگزین، و تصمیم‌های مهم زندگی را فقط بر اساس آن نگیری، معمولا آسیب‌زا نخواهد بود.

روانشناسی زرد چه زمانی خطرناک می‌شود؟

وقتی باعث سرزنش خود، انکار احساسات واقعی، یا به‌ تعویق انداختن کمک تخصصی شود به‌ ویژه در مشکلات جدی روانی

اشتراک گذاری:

علی رستمی

من علی رستمی هستم؛ نویسنده، منتقد کتاب و تولیدکننده محتوا در حوزه‌ی ادبیات، فلسفه و روان‌شناسی و.... متولد آذربایجان غربی‌ام و اصالتاً کُرد، ۲۳ ساله، و فارغ‌التحصیل رشته‌ی مهندسی کامپیوتر. هرچند مسیرم از دنیای تکنولوژی آغاز شد، اما خیلی زود فهمیدم چیزی که بیش از هر چیزی منو زنده نگه میداره، خوندن و نوشتن درباره‌ی کتاب‌هاست؛ کتاب‌هایی که ذهن را بیدار میکنن و زندگی را از زاویه‌ای تازه نشان میدن. سال‌هاست که در کنار فعالیت حرفه‌ای در زمینه‌ی سئو و دیجیتال مارکتینگ، در جهان واژه‌ها زندگی میکنم. تجربه‌ی کار با برندها و پروژه‌های محتوایی به من یاد داده که هر کلمه میتونه تأثیرگذار باشه اگه با صداقت نوشته بشه. این همان اصلیه که در نقد و معرفی کتاب‌ها نیز دنبال می‌کنم: نوشتن نه برای پر کردن صفحه، بلکه برای بیدار کردن ذهن.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *